هک کردن و نفوذ در ضمیر ناخودآگاه

هک کردن و نفوذ در ضمیر ناخودآگاه
زمان مطالعه ۶ دقیقه

نفوذ در ضمیر ناخودآگاه

در این مقاله راه هایی برای هک کردن و نفوذ در ضمیر ناخودآگاه قرار دادیم.این مقاله شامل یکی از مهمترین مطالبی است که میتواند زندگی شما را برای همیشه تغییر دهد.

۱٫ برنامه نویسی ذهن در دوران کودکی :

یکی از راه های برنامه نویسی ضمیرناخودآگاه برنامه نویسی دوران کودکی است . در حقیقت بچه ها در یک شرایط و حالت هیپنوتیزمی خاص قرار دارند . آن ها در یک حالت به اصطلاح عام ، خواب هیپنوتیزمی یا به اصطلاح علمی ترانس واقعی قرار دارند.

از آن جایی که در کودکان قوه ی استدلال و تفکر به صورت استقرایی هنوز شکل نگرفته است ، نحوه تفکر و استلال آن ها قیاسی و هیپنوتیزمی است.

در دوران کودکی بسیاری از مطالب از طریق تقلید یا تلقین به ذهن کودک وارد می شود ، از صحبت هایی که بچه ها در کودکی می شنوند و یا رفتارهایی که می بینند مشابه تلقیناتی است که در یک فرد بالغ به صورت هیپنوتیزم القا می شود !!!

۲٫ امواج ذهنی :

مغز به طور مداوم در حال ساطع کردن امواج از خود می باشد که این امواج بسته به شرایط دارای طول موج ها و فرکانس های متفاوتی هستند که این امواج عبارتند از : آلفا ، بتا ، تتا و دلتا .

موج بتا در فرکانس بیشتر از ۴۱ هرتز و وقتی که انسان در حالت هوشیار قرار دارد شروع به انتشار می کند که ما در وضعیت عادی روزمره اموج بتا را از خود منتشر می کنیم .

موج آلفا در محدوده فرکانس ۸ تا ۱۲ هرتز منتشر می شود و همیشه دارای بار مثبت است . موج آلفا وقتی منتشر می شود که انسان در عالم خلسه و استراحت باشد . انتشار موج آلفا با نوعی آگاهی و هوشیاری درونی با اصطلاحا خودآگاهی همراه است .

موج تتا در فرکانس ۴ تا ۷ هرتز منتشر می شود هنگامی منتشر می شود که ما در خواب سبک قرار داریم.

موج دلتا در فرکانس های ۳ و کمتر از ۳ هرتز منتشر می شود . و زمانی منتشر می شود که انسان در حالت خواب عمیق قرار دارد .

هر کدام از ۴ موج گفته شده مربوط به سطوح متفاوتی از آگاهی ماست ، بی تردید هر کسی که توانایی به جریان انداختن هر یک از امواج مغزی را نداشته باشد دچار مشکل می شود ، به طور مثال اگر نتوانیم امواج دلتا و تتا را به جریان بیندازیم دچار بی خوابی می شویم .

موج آلفا را معجزه ذهن شناخته اند که در واقع موجی است که ذهن در شرایط آرامش و تن آرامی از خود ساطع می کند . در این حالت ذهن و بدن در حالت آرامش قرار دارند و حالتی است بین خواب و بیداری که ذهن هوشیار است ولی شخص به سختی می تواند فعالیت فیزیکی انجام دهد که حالت تنبلی از خواب بیدار شدن صبح ناشی از آلفای ذهن است .

به حالت آلفا حالت ترانس یا خلسه نیز گفته می شود که در اصطلاح هیپنوتیزم آن را حالت خلسه می نامند که در واقع شرایطی است که ضمیرناخودآگاه در دسترس است .

امواج آلفا حالتی است بین خوب و بیداری که ما برای رفتن از حالت بیداری (امواج بتا) به حالت خواب (یکی از امواج تتا ، گاما و دلتا) باید از حالت آلفا عبور کنیم و همچنین برای بیدار شدن از خواب به بیداری باز هم باید از امواج آلفا عبور کنیم پس هر فرد در روز در دو زمان یکی ابتدای خوابیدن حداقل به مدت ۴۵ ثانیه و یکی زمان بیدار شدن حداقل به مدت ۲۰ دقیقه در حالت آلفا قرار می گیرد به این معنی که ضمیرناخودآگاه او در این زمان ها کاملا در دسترس قرار می گیرد که از این زمان ها می توان برای برنامه نویسی مجدد ذهن استفاده کرد .

علاوه بر حالت های فوق در حالت های زیر بدن انسان از خود امواج آلفا ساطع می کند که ضمیرناخودآگاه در دسترس قرار می گیرد و آماده برنامه نویسی مجدد است :

الف . تمرکز روی یک موضوع خاص :

که اشاره شد در این حالت ضمیرخودآگاه که نگهبان دروازه ضمیرناخودآگاه است در غفلت به سر می برد و ما از این غفلت استفاده می کنیم و ضمیرناخودآگاه را مجددا برنامه نویسی می کنیم .

ب . تفکر همراه با تصویرسازی ذهنی :

هر گاه ذهن در شرایط طبیعی مشغول به پردازش تصویری می شود به صورتی که بیشتر تمرکز خود را روی تصویر مورد نظر معطوف کند در شرایط آلفا قرار خواهد گرفت یعنی هر گاه ما بتوانیم یک موضوع یا خاطره ای را همراه با تصاویر مربوطه در ذهن خود تجسم کنیم به صورت اتوماتیک وارد آلفای ذهنی می شویم .

ج . انجام تکنیک های مدیتیشن و ریلکسیشن :

این روش که در اصطلاح خود هیپنوتیزم گفته می شود تاکنون به عنوان سریعترین راه دستیابی به ضمیرناخودآگاه شناخته شده است.

د . انجام تمرینات تنفسی :

عمل تنفس عمیق به دلیل بالابردن حجم اکسیژن موجود در خون و مغز ، امواج ذهنی را در شرایط آلفا قرار می دهد و به عنوان یکی از شرایط نفوذ به ضمیرناخودآگاه شناخته می شود .

۳٫ تلقین به نفس :

یکی از راه های دیگر برنامه نویسی ضمیر ناخودآگاه تلقین به نفس است ، بگذارید این موضوع را با یک خاطره توضیح دهیم : یادم است که در یک سفری که به هند رفته بودم آنجا در جنگلی یک گله فیل صورتی را دیدم که این فیل های صورتی با هم می دویدند و بازی می کردند . . . .

این یک مزاح بود اصلا فیل صورتی وجود ندارد شما همزمان با خواندن این خاطره با ذهنتان من را همراهی کردید با من به هند آمدید به سمت جنگل حرکت کردید و حتی یک گله فیل صورتی را هم دیدید حال این تصاویر را از ذهنتان پاک کنید ! دیگر به فیل صورتی فکر نکنید ! جالب است که شما نمی توانید تصویر فیل صورتی را از ذهن خود پاک کنید هر چند که می دانید تصویر غلط و دروغی است . این روش ، روش تلقین به نفس است .

مقاله ویژه :  ضمیر ناخودآگاه چیست ؟

چه شما بگویید من تنبلم وچه بگویید من دیگر نمی خواهم تنبل باشم و چه بگویید من و تنبلی ؟! در همه حالت ها در ضمیرناخودآگاه ذهن شما دو کلمه با هم ثبت می شوند من و تنبلی !!!

تلقین ها حتما باید با جملات مثبت و تکرار زیاد انجام شوند تا ضمیر ناخودآگاه را برنامه ریزی کنند.

هیپنوتیزم می تواند جایگزین تمام روش های قبلی شود ، یعنی همه آموزش های دوران کودکی ، اثرات عاطفی و حتی تلقین به نفس را می توان با هیپنوتیزم تحت تاثیر قرار داد .

۴٫ استفاده از جملات تاکیدی مثبت :

تحقیقات علمی ثابت کرده است که کلام دارای چنان قدرتی است که تاثیر بسیار زیادی بر زندگی و احساس انسان ها می گذارد . استفاده از جملات تاکیدی مثبت یکی از روش های نفوذ در ضمیرناخودآگاه وبرنامه نویسی مجدد آن است اما استفاده از این جملات شرایطی دارد که در زیر به آن ها اشاره شده است :

۱٫ “فعل جمله تاکیده زمان حال (من موفق هستم) یا حال استمراری (من در حال رسیدن به موفقیت هستم) باشد ”

برای افرادی که مبتدی هستند استفاده از جملات با زمان حال استمراری توصیه می شود ولی برای کسانی که از قدرت بیکران ضمیرناخودآگاه با خبرند و تمرینات لازم را انجام داده اند استفاده از زمان حال ساده توصیه می شود .

۲٫ “جمله تاکیدی باید مثبت باشد ”

به جای اینکه بگوییم من بیمار نیستم باید بگوییم من سلامت هستم . عملکرد ضمیرناخودآگاه به گونه ای است که وقتی جمله ای را دریافت می کند جمله را شکسته و آن را به کلمات تقسیم می کند و کلماتی که از لحاظ معنایی خنثی هستند را رد کرده و با رسیدن به هر کلمه ای که دارای معنی مثبت یا منفی هست شروع می کند به غلو و تکرار در آن مثلا در جمله من بیمار هستم ، کلمه من که از نظر بار معنایی خنثی می باشد ولی کلمه بیمار دارای بار منفی است پس ضمیرناخودآگاه شروع می کند به غلو کردن در آن ، بیمار، بیمار، بیمار . . . . که باعث بدتر شدن وضعیت فرد می شود ولی وقتی که ما از شکل مثبت آن استفاده می کنیم مثلا جمله من کاملا سالم هستم شروع می کند به غلو کردن در کلمه مثبت سالم و تکرار آن به صورت سالم ، سالم ، سالم . .

۳٫ “جملات تاکیدی در حد امکان باید کوتاه باشند”

جملات تاکیدی باید کوتاه انتخاب شوند تا به راحتی قابل تکرار باشند . تعداد کلمات به کار رفته در جملات تاکیدی بهتر است که کمتر از ۵ کلمه باشد . یکی از مهمترین دلایل کوتاه بودن جملات تاکیدی این است که به ذهن این اجازه را می دهیم که در فایل ها و اطلاعات موجود در ذهن جستجو کرده و در مواردی که لازم است شروع به برنامه نویسی کند .

۴٫ “تکرار جملات تاکیدی”

تکرار جملات تاکیدی تا رسیدن به نتیجه مورد نظر به خصوص در شرایط آلفا باید ادامه داشته باشد .

به یاد داشته باشید که رمز نفوذ در ضمیرناخودآگاه تکرار است و تکرار است و تکرار .

هر چیزی که بارها و بارها تکرار شود از ضمیرخودآگاه عبور کرده و وارد ضمیر ناخودآگاه می شود و به صورت یک عادت در می آید و آن زمان است که تحت کنترل و مدیریت ضمیرناخودآگاه قرار گرفته و نتیجه اش در زندگی ما جاری می شود .

۵٫ “عدم نگرانی و حساسیت و پرسش از خود”

وقتی که برای خود هدفی را مشخص می کنیم نباید روی آن حساس باشیم و نگران تحقق آن نباشیم و با اعتقاد کامل به تحقق آن اعتقاد داشته باشیم .

مورد بعدی اصل سوال از خود است که ما باید سوال موفقیت آمیز بپرسیم مثلا وقتی که ما از خود می پرسیم که من چرا اینقدر خوشبختم ؟ ضمیرناخودآگاه شروع می کند به جستجو بین تمام اطلاعات موجود و اطلاعاتی را می آورد که نشان دهد شما چقدر خوشبختید و در مقابل اگر شما از خود سوال کنید که من چرا اینقدر بدبختم ضمیرناخودآگاه اطلاعاتی را برای شما می آورد که دلیل بدبخت بودن شما را نشان بدهد پس از این به بعد باید سوالاتی را از خود بپرسیم که هر چه بیشتر ما را به اهداف زندگیمان نزدیکتر کند .
چرا من اینقدر ثروتمندم ؟ چرا من اینقدر باهوشم ؟ چرا من اینقدر با اعتماد به نفسم ؟

۶٫ ” تطبیق جملات تاکیدی با حالات احساسی و فیزیک بدن ”

اگر ما از جمله “من کاملا شاداب هستم استفاده می کنیم” باید فیزیک بدنی و حالات احساسی چهره و روحیه ما دقیقا در شرایط شادابی و سلامتی قرار بگیرد این عمل یعنی باور به انجام شدن جمله تاکیدی در لحظه . اگر حالت فیزیکی بدن و احساسات ما عکس جمله تاکیدی باشد نتیجه ای برای ما نخواهد داشت .

۷٫ ” داشتن تصاویر ذهنی از جملات تاکیدی ”

وقتی که از جملات تاکیدی استفاده می کنیم کافی است که تصویر وقوع آن را به طور کامل در ذهن مرور کنیم چرا که قدرت یک تصویر معادل هزاران کلمه است تجسم خلاق یکی از ابزارهای مهم در رسیدن به اهداف است چون برای ضمیرناخودآگاه فرقی بین تجسم و واقعیت وجود ندارد پس برای رسیدن به هدف باید ابتدا تصویر ذهنی از آن هدف را در ذهن مرور کنیم .

۸٫ ” حضور در لحظه ”
ما باید یاد بگیریم هر کاری را هوشیارانه انجام دهیم تا بتوانیم در لحظه زندگی کنیم و از تمام ثانیه های زندگی لذت ببریم . گذشته رفته و آینه هنوز نیامده و آنچه نقدا” برای ما هست همین زمان حال می باشد که باید از آن نهایت لذت را ببریم پس وقتی که داریم با کودکمان ، همسرمان یا پدر و مادرمان و یا هر کس دیگری صحبت می کنیم تمام توجه خود را به همین کار معطوف کنیم و از همنشینی با آن ها لذت ببریم و در آن لحظه به فکر مشکلات و گرفتاری هایمان نباشیم و نهایت لذت را از آن لحظه ببریم .

4.7