بچه غول بی‌شعور درون ذهن خود را رام کنید

بچه غول بی‌شعور درون ذهن خود را رام کنید
زمان مطالعه ۴ دقیقه

بچه غول بی‌شعور درون ذهن

همه‌ی ما بدون استثنا یک بچه غول بی‌شعور درون‌مان داریم. این موضوع به هیچ وجه استثنا ندارد و اغلب ما تحت کنترل این بچه غول بی‌شعور هستیم.

بچه غول بی‌شعور درون ما دقیقا چیست؟

ضمیر ناخودآگاه بچه غول بی‌شعور درون همه انسان‌ها هست. اما چرا به ضمیر ناخودآگاه بچه غول بی‌شعور گفته میشود؟ چرا باید آن را تربیت کنیم؟ جواب همه این سوالات در همین اسم نهفته هست:  بچه غول بی‌شعور!!!

از این جهت به ضمیر ناخودآگاه بچه گفته میشود که کاملا مانند یک بچه ساده لوح هست. یعنی هر چیزی را به او بگوییم باور میکند ، درست مانند یک بچه.چون منطق یک بچه هنوز شکل نگرفته است. در واقع ضمیر ناخودآگاه بخشی از ذهن هست که فارغ از منطق عمل میکند. در عوض ضمیر خودآگاه، جایگاه منطق هست.

بنابراین هر چیزی که برای ضمیر ناخودآگاه تکرار شود آن را باور میکند و انجام میدهد. دلیل اثر گذار بودن تلقین هم همین هست. وقتی موضوعی را برای خودمان مدام تکرار می‌کنیم، در واقع داریم آن را وارد ضمیر ناخودآگاه می‌کنیم. در نتیجه حتی اگه آن موضوع واقعیت نداشته باشه برای ما تبدیل به واقعیت میشود.

اگر باور ندارید یک بار از قدرت تلقین استفاده کنید تا اثر گذاری آن را ببینید.

چرا به ضمیر ناخودآگاه غول گفته میشود

غول نماد موجودی قدرتمند است. فکر می‌کنید چرا ضمیر ناخودآگاه در حد یک غول قدرتمند است؟ چون همین الان که دارید این مطلب را می‌خوانید تحت کنترل این غول هستید. نوع نشستن شما، حالت چهره‌تان موقع خواندن این مطلب و خیلی جزییات دیگر تحت کنترل ضمیر ناخودآگاه هست.

تمام عادت‌هایی که دارید توسط ضمیر ناخودآگاه کنترل میشود. از عادت‌هایی مثل سیگار کشیدن تا اینکه موقع خمیازه کشیدن چطور دست‌تان رو جلوی دهان‌تان میگیرید. فکر می‌کنید چقدر از کارهایی که در روز انجام می‌دهید تحت کنترل ضمیر ناخودآگاه هست؟ تمام روانشناسان هم نظر هستند که حداقل ۸۰٪ کارهایی که در روز انجام می‌دهیم تحت کنترل ضمیر ناخودآگاه هست.

کارل یونگ، روانشناس معروف اعتقاد داشت ضمیر ناخودآگاه فرمانده بلامنازع انسان است. بعضی از روانشناسان عقیده دارند که خیلی از انسان‌ها ۱۰۰٪ تحت کنترل ضمیر ناخودآگاه خودشان هستند. همین باعث میشود که دانشمندان ضمیر ناخودآگاه را به عنوان غول درون بشناسند.

چرا به ضمیر ناخودآگاه بی‌شعور گفته میشود؟

ضمیر ناخودآگاه قدرت تحلیل مسائل رو ندارد. شعور به معنای فهم، هوش، درک است. ضمیر ناخودآگاه دقیقا فاقد این ویژگی‌هاست. این بچه غول بی‌شعور ، قدرت تحلیل اطلاعات را ندارد. وظیفه تحلیل اطلاعات به عهده ضمیر خودآگاه هست.

فرض کنید شخصی به شما میگوید: خسته نباشید. با شنیدن این جمله چه اتفاقی در ذهن شما می افتد؟ طبیعتا شما درگیر فکر کردن به اینکه منظور آن شخص چه بوده نمی‌شوید. بنابراین خودآگاه شما اینجا درگیر این جمله نمیشود. پس ناخودآگاه شما این جمله را دریافت می‌کند. اما چطوری؟

برای اینکه متوجه بشویم ضمیر ناخودآگاه این جمله را چطور دریافت میکند و ایمان بیاریم که این بچه غول بی‌شعور هست ، به این فکر کنید که وقتی این جمله را می‌شنوید ذهن شما به چه سمتی حرکت میکند؟ احتمالا به یکی از این موارد یا چیزی شبیه این‌ها:

چقدر از کار امروزم مانده است ؟
انجام فلان کار انرژی زیادی ازمن گرفت
چه خوب این آدم میی داند که من زحمت می‌کشم و خسته شدم.
کاش همه متوجه باشند که من چه زحمتی میکشم.

اگر دقت کنید محور تمام این افکار چیزی جز خستگی نیست. چرا ذهن شما به این سمت حرکت می‌کند؟ به این دلیل که وقتی کسی به شما میگوید خسته نباشید ، ضمیر ناخودآگاه فقط کلمه خسته را دریافت می‌کند!!! یعنی در این حد درک ندارد که متوجه شود یک نفر دارد برای شما آرزوی خسته نبودن میکند. به همین دلیل هست که میگویند ضمیر ناخودآگاه بی‌شعور هست.

مقاله ویژه :  شما تحت کنترل کدام نیمکره مغز خود قرار دارید

بنابراین باید سعی کنیم تا جایی که می‌توانیم از کلماتی که محتوای منفی دارند ، مثل کلمه خسته و غمگین و… استفاده نکنیم. همینطور باید سعی کنیم به جای افعال منفی از افعال مثبت استفاده کنیم. مثلا به جای اینکه در یک جلسه کاری بگوییم نمی‌توانیم این کار را انجام بدهیم، بگوییم می‌توانیم فلان کارها را انجام دهیم.
چرا باید بچه غول بی‌شعور درون‌مان را تربیت کنیم؟

وقتی حداقل ۸۰٪ کارهایی که در زندگی انجام می‌دهید تحت کنترل ضمیر ناخودآگاه هست، طبیعتا می‌توانید با تربیتش، تغییرات مثبت زیادی را در زندگی خودتان ایجاد کنید. اگر بتوانید با فرمانده بلامنازع ذهن‌تان ارتباط برقرار کنید و هدایتش کنید می‌توانید مسیر زندگی خودتان را کاملا تغییر دهید. از جمله تغییراتی که با تربیت ضمیر ناخودآگاه می‌تواند در زندگی اتفاق بیافتد این موارد هستند :

کنترل عادت‌ها

عادت‌های ما توسط ضمیر ناخودآگاه کنترل میشوند.

همانطور که اشاره کردیم تمام عادت‌های ما تحت کنترل ضمیر ناخودآگاه است. بنابراین با تربیت و برنامه‌ریزی درست ضمیر ناخودآگاه می‌توانیم، عادت‌های بدی که داریم را به راحتی ترک کنیم. البته همه‌ عادت‌ها هم بد نیستند. ما به عادت‌ها نیاز داریم تا برای انجام هر کاری فکر نکنیم.

اغلب افراد موفق عادت‌های مثبتی دارند که این عادت‌ها بروی زندگی و موفقیت‌شان خیلی اثرگذارند. ما هم با کنترل ضمیر ناخودآگاه می‌توانیم عادت‌های خوبی که برای موفقیت به آن ها نیاز داریم را ایجاد کنیم.

تغییر باورهای محدود کننده

با دسترسی به ضمیر ناخودآگاه میتوان باورهای محدود کننده را تغییر داد.

چرا بعضی‌ها از عمق بدبختی و با وجود مشکلات مختلف می‌توانند به موفقیت‌های حیرت انگیز برسند اما برخی با داشتن وضعیتی به مراتب بهتر نمی توانند در زندگی پیشرفت کنند؟ شاید بگویید شانس! اما عقیده ما این است که جواب این سوال چیز دیگریست. باور! باور چیزیست که جهت حرکت انسان در زندگی را مشخص میکند.

حتی برای اینکه بتوانیم شانس را در زندگی‌مان بشناسیم و به موقع ازش استفاده کنیم، باید به وجود شانس باور داشته باشیم. باورها هم از جمله مواردی هستند که وقتی بوجود می آیند ، بدون نیاز به فکر کردن ما را جهت‌دهی می‌کنند. بنابراین باورهای ما هم در ضمیر ناخودآگاه ثبت میشوند.

با دسترسی به ضمیر ناخودآگاه و تربیت غول درون مان ، می‌تونیم باورهای محدود کننده‌ای را که داریم از بین ببریم. خیلی‌ها وقتی دچار بیماری میشوند باورشان به امکان بهبودی را از دست میدهند. معمولا کسی برای این بیماران نمی‌تواند کاری انجام دهد. چون ضمیر ناخودآگاه آنقدر قدرت دارد که تاثیر داروها رو از بین میبرد.

خیلی‌ها نمی‌توانند به ثروت یا موفقیت برسند ، چون دچار باورهای محدود کننده‌ای هستند که مثل یک وزنه به پاهایشان وصل شده و جلوی حرکت آن ها را میگیرد. بنابراین با تغییر باورها میتوان مسیر زندگی را تغییر داد. یعنی شما با برنامه‌ریزی درست ضمیر ناخودآگاه خودتان می‌توانید به سلامتی، ثروت و موفقیت برسید.
از بین بردن ترس‌ها

با تربیت ضمیر ناخودآگاه میتوان به ترس‌هایی که داریم غلبه کنیم.

خیلی‌ها ترس‌های کوچک و بزرگ مختلفی دارند. از ترس امتحان دادن تا فوبیاهای مختلف. ترس از عواملی است که زندگی ما را به شدت تحت تاثیر قرار میدهد و حتی می‌تواند باورهایی را درون ما بوجود بیاورد. با نفوذ به ضمیر ناخودآگاه و تربیت آن می‌توانیم بر ترس‌هایی که داریم برای رسیدن به خواسته‌ها و آرزوهایمان غلبه کنیم.

4.4