حالت شب
text hidden

اصل حقیقت های موازی

اصل حقیقت های موازی
2234 بازدید
زمان مطالعه : 5 دقیقه

هشدار : این مقاله یک مقاله منطقی نیست که بخواهید آنرا با نیمکره چپ ذهن خودبررسی کند(هرچند تفسیر دقیق علمی و منطقی برای آن موجوداست اما خارج از بحث این مقاله است)، برای فهم این مقاله و استفاده از آن، باید نیمکره چپ(تحلیلگر منطقی) مغز خود را خاموش کنیدو با نیمکره راست، آن را مستقیما و بدون تحلیل تجربه کنید در غیر اینصورت همین آموزش، گویی به هزار رنگ در می آید و آنقدر پیچیده میشود که امکان تحلیل آن وجود نخواهد داشت. نیمکره چپ ذهن شما همواره سعی دارد هر چیزی را ریز و قابل فهم کند، اما همین کار مانع از این خواهد شد که نیمکره راست شما بتواند از آن بهره ببرد و آنرا تجربه کند. سعی نکنید آنچه میگوییم را به فرمول تبدیل کنید چون نیمکره چپ مغز توان آنرا ندارد. اما میتوانید آن را با استفاده از توان هوشیاری خود(که هنوز هم علم در شگفتی نحوه عملکرد آن مات و مبهوت مانده است) تجربه کنید.

اصل حقیقت های موازی

هرچند واقعیت این جهان ثابت است اما درک شما از این واقعیت ثابت، میتواند کاملا متفاوت باشد که آنرا حقیقت مینامیم. امکان داردحس کنید اینکه نمیتوانید واقعیت زندگیتان راعوض کنید، یک نکته منفی است، اما خبر خوب این است که که زندگی، احساسات و اتفاق هایی که تجربه میکنید را حقیقتی که در آن زندگی میکنید رقم میزند، نه  واقعیت زندگیتان. و خبر خوب تر این است که قدرت نبی نهایت تصمیم دارد به شما بیاموزد چطور میتوانید وارد یک حقیقت جدید در زندگی خود شوید. به طور مثال، یک ثانیه، همواره یک ثانیه است. اما شما میتوانید در حقیقتی حاضر باشید که در آن هر ثانیه، توسط مغز شما، طوری نشان داده میشود که انگار یک سال نوری است !(روزهایی که خیلی ناراحت هستید را به یاد بیاورید که انگار زمان نمیگذرد).

همچنین هرچند یک ثانیه، در  واقعیت همان یک ثانیه است و یک قرار داد جهانی برای آن  موجود است، اما شما میتوانید وارد حقیقتی شوید که در آن یک ثانیه، خیلی تند میگذرد (زمانی که خوشحال هستید و حس میکنید همه چیز زود سپری میشود).

در حقیقت هرچند واقعیت این جهان ثابت و واحد است، اما شما میتوانید واردحقیقت های مختلفی شوید و در آنها زندگی کنید. اما ورود به یک حقیقت جدید چه ضرورتی دارد ؟ به مثالهای زیردقت کنید :

  1.  هرچند در حقیقت حاضر، زمان تند بگذرد و شما نتوانید یک پروژه بسیار مهم را در زمان تعیین شده تمام کنید، اما شما میتوانیددر حقیقتی وارد شوید که در آن گذر زمان متفاوت است و پس از اینکه در آن حقیقت موازی، آن کار را تمام کردید، دوباره به واقعیت فعلی برگردید.
  2. در حقیقتی زندگی میکنید که در آن، کسی که دوستش دارید نیست؟ میتوانید واردحقیقی موازی شوید که در آن کنار کسی هستید که به آن علاقه مندید.
  3. امشب قادر نیستید بیش از ۳ ساعت بخوابید ؟ میتوانید واردحقیقتی شوید که در آن ۳ ساعت، ۱۲ ساعت است تا هنگام بیدار شدن حس سیر شدن کامل از خواب را تجربه کنید.
  4. در حقیقتی هستید که در آن، هنگام سخنرانی در مقابل جمع، استرس میگیرید؟ میتوانید وارد حقیقت موازی شوید که در آن  اعتماد به نفس دارید و همه چیز خوب پیش میرود.
  5. در حقیقی زندگی میکنید که در آن مکرر بدشانسی هست و اتفاق های منفی را تجربه میکنید ؟ واردواقعیت موازی شوید که در آن فقط انرژی مثبت موجود است.
  6. و….

 

این حقیقت ها را چه کسی میسازد ؟

ذهن شما سازنده این حقیقت هاست و کسی که آنها را تجربه میکند: شما، یا به طور دقیق تر آگاهی شماست. درواقعیت ذهن همه چیز را میسازد و اگر بتوانید حقیقت ساخته شده توسط آنرا کمی دستکاری کنید، میتوانید واردحقیقت های مختلفی شوید.

این حقیقت ها در چه چیزهایی مختلف هستند ؟

در همه چیز !

به طور خلاصه، با ورود به هرحقیقت، دنیای کاملا متفاوتی را تجربه خواهید کرد و سرنوشت و داستان مربوط به آنرا طی میکنید. هرچند نامحدود حقیقت موازی موجود هستند، اما شما فقط ناظر یکی از آنها خواهید بود و فقط قادرید در طول عمر خود ، در هرلحظه در یکی از آنها حضور داشته باشید. البته امکان جابجا شدن بین حقیقت  ها وجود دارد. اما در هرلحظه، شما فقط میتوانید در یک واقعیت مشخص حضور داشته باشید.

برخی تفاوتهایی که با ورود به هر واقعیت تجربه خواهید کرد :

  1. تفاوت در سرعت گذر زمان
  2. تفاوت در احساسات درونی و تجربه شما از زندگی
  3. تفاوت در ادراکات شما از چیزهای ثابت، مثلا در یک حقیقت، امکان دارد زندگی خود را خیلی سیاه ببینید و در دیگری حس کنید انسان خیلی خوشبختی هستید
  4. طعم غذایی مشخص را هنگام حضور در دوحقیقت مختلف ، به دو شکل متفاوت تجربه میکنیدخواهید کرد.
  5. توان ذهن شما، قدرت حافظه شما
  6. رفتار بقیه ی مردم با شما ، هنگام حضور شما درحقیقت های موازی مختلف ، فرق دارد
  7. خوش شانسی یا بدشانسی آوردن شما در حقیقت های های مختلف یکسان نیست.
  8. سرنوشت شما و حقیقت هایی که در زندگیتان میبینید، هنگام حضور در دو حقیقت مختلف، کاملا فرق دارد
  9. تفاوت در حجم اطلاعاتی که روی آنها تمرکز دارید و در حقیقت موازی مربوطه حاضرهستند
  10. و….

چند مثال از گیر افتادن در یک حقیقت موازی

  1. تجربه دنیایی سیاه و حس ناراحتی شدید پس از ورشکست شدن، یا شکست عشقی
  2. وقتی به فوبیا دچارمیشوید. در واقع در این حالت، با اینکه افراد دیگر، مثلا از ارتفاع نمیترسند، اما شما شدیدااز آن میترسید چون در حقیقت دیگری حضور دارید. در واقع دو فرد میتوانند در یک سانتی متری هم باشند اما در دو حقیقت کاملا متفاوت زندگی کنند.
  3.  وقتیکه مزه یک غذا بهتر از بقیه وقت ها به نظر میرسد. وقتیکه همه چیز ناراحت کننده تر از همیشه یا خوشحال کننده تر از همیشه به نظر میرسد.
  4. و….  در واقعیت شما در هر چند لحظه، وارد یک حقیقت میشوید و در آن زندگی خود را پیش میبرید.

 

اصلی ترین نکته برای اینکه بتوانید واردحقیقت های موازی مختلف شوید

اصلی ترین نکته این است که بفهمید : هیچکدام از این واقعیت ها راست نیستند تنها یک توهم هستند. یا بگذارید بهتر بگویم : تمام این واقعیت ها، به طورموازی و همزمان وجود و واقعیت دارند. نکته مهم این است که عمیقا بفهمند که هوشیاری شماست که تعیین میکند قصد زندگی در کدام حقیقت را دارید.

به طور دقیق تر، باید هر حقیقت موازی را ناشی از مجموعه ای از خطاهای ادراکی دانست که در آخر تجربه شما از زندگی را هنگام حضور در آن حقیقت موازی رقم میزنند. مثلا فردی که مکرر خوشبین است و حتی در شرایط بد زندگی خود ، فقط روی نکات مثبت تمرکز میکند ، در حقیقتی موازی زندگی میکند که ناشی از خطاهایی در ادراک او از واقعیت زندگی خود است ( او نکات منفی را نمیبیند ). اما در هرحال حقیقت که در آن زندگی میکند، یک حقیقت مثبت و مفید است.

آیا باید فقط در یک حقیقت موازی(مثلا بهترین آنها) زندگی کنم ؟

نه الزاما. اختیار با شماست. هر حقیقت ویژگیهای مخصوص خود را داراست که با ورود به هرکدام، اتفاق ها و اثرات متناظر با آنرا خواهید دید و تجربه میکنید. حتی سرعت مصرف شدن عمر شما، در حقیقت های مختلف، فرق دارد. سرعت پیشرفت شما در حقیقت  های گوناگون کاملا فرق دارد.. بیماریهایی که در طول عمر، با حضور در هر واقعیت موازی تجربه میکنید کاملا متفاوت است. ثروت شما با حضور در هر حقیقت موازی کاملا متفاوت خواهد بود و… .

شماقادرید به دلخواه خود ، در زمانهای مختلف ، وارد حقیقت های موازی مختلفی شوید تا از مزایای هرکدام از آنها در وقت های مختلف بهره ببرید. البته تمام حقیقت ها لزوما مزیت ندارند بلکه حقیقت های موازی مسموم نیز هستند که در چند بعد یا همه ابعاد به شما ضرر میرسانند.

 

چطور با ورود به هرحقیقت موازی، رفتار سایر مردم با من تغییر میکند ؟!؟!

ضمیر ناخودآگاه شما، مکرر درحال ارسال سیگنالها و پیغام هایی به ضمیر ناخودآگاه سایرین است که بدون اینکه حتی یک درصد به آنهااطلاع داشته  باشید ، اتفاقهای آتی زندگی شما را رقم میزند. با ورود به هر واقعیت، ضمیر ناخودآگاه شما حتی روی دیگران نیز اثرگذاشته و رفتار آنها با شما را رقم میزند.

اگر هوشیاری خود را بیشتر کنید، میتوانید بعد از ورود به هر حقیقت ، دقیقا ببینید که ضمیر ناخودآگاه شما سیگنالهایی را توسط ابزارهای گوناگون ( از زبان بدن گرفته تا لباسهایی که می پوشید تاثیر رنگها و….) ارسال می کند که متناظر با حقیقتی است که در هر لحظه در آن هستید. در ادامه قوانین گوناگونی مثل اثر پروانه ای و هزاران قانون دیگر که اطلاع از همه آنها  لازم نیست (مهم این است از آنهااستفاده کنید)، اتفاق های آینده زندگی شما راتعیین میکند.

چگونه وارد یک حقیقت موازی تازه شوم ؟

مکانیزم کلی جابجایی بین حقیقت های موازی مختلف، بر اساس چرخه های هیپنوتیزمی اتفاق می افتد. ابتدا و در زمانیکه هنوز وارد یک حقیقت موازی نشده اید، سطح هوشیاری شما بالاست و گویی همه چیز را از بیرون میبینید. با ورود به یک واقعیت موازی گویی به یکباره هوشیاری شما به درون چرخه هیپنوتیزمی کشیده میشود و دقیقا مثل کسی که غرق یک فیلم شده است، غرق آن حقیقت میشوید و آنرا در زندگی خود تجربه میکنید. درهنگامی  که کمترین سطح از هوشیاری را دارید و هوشیاری شما صفر میشود ، از حداکثر مزایا یا معایب آن واقعیا موازی استفاده میبرید.

برچسب ها:, ,